چرا پادکست؟

پادکست چیه؟

از حدود ۱۰ سال پیش، به خیلی از کلیپ‌های صوتی، پادکست می‌گفتند؛ اما پادکست به معنای واقعی، شاید از حدود سال ۹۵ در ایران پا گرفت…

امروز تقریباً به هر مجموعه‌ای از فایل‌های صوتی که قمست‌قسمت منتشر می‌شوند، پادکست می‌گویند؛ بعضی‌ها، روخوانی از متن یک کتاب‌اند (که در واقع بهشان کتاب صوتی گفته می‌شود)، بعضی‌ها هم نویسنده‌ی مستقلی دارند که متن را دقیقاً برای همین کار نوشته و خودش، یا شخص دیگری هم متن را خوانده و ضبط کرده… انگلیسی‌زبان‌ها، از «گوینده‌ی پادکست» با عنوان «میزبان» (Host) یاد می‌کنند…

خلاصه امروز وقتی از پادکست حرف می‌زنیم، از یک سری فایل صوتی حرف می‌زنیم که یک یا چند گوینده در خلالِ قسمت‌های مختلف‌ش، چیزی را برایمان تعریف می‌کند: یک داستان، یا خلاصه‌ای از کتاب، یا ترفندهای انجام یک کار، یا اطلاعاتی درباره‌ی یک موضوع…

پادکست، در واقع همان رادیوی قدیم است، با این تفاوت که کنترل پخش کانال‌ها و قسمت‌های مختلف، دست شنونده است؛ هر زمان، هر شبکه‌ای را که بخوهد و هر قسمتی را که دوست داشته باشد، گوش می‌کند؛ طبیعتاً هر وقت هم اراده کند، پخش را متوقف می‌کند یا چند دقیقه‌ای جلو می‌زند یا به عقب بر می‌گردد… هیچ نیازی هم به نوار کاست و خودکار ندارد!

پادکست‌شنیدن در ایران، از حدود ۲ یا سه سال پیش، رایج‌تر شد و امروز تعداد پادکست‌شنوها با سرعت بالایی در حال رشد است؛ به همین نسبت، طبیعتاً، حجم پادکست‌هایی که تولید می‌شود هم در حال افزایش چشمگیر است… تخمین زده می‌شود که در حال حاضر بیش از ۲۰۰۰ پادکست فارسی در حال تولید و انتشار است…

اما چرا پادکست؟ چرا کسی باید سراغ تولید پادکست برود؟

به بیان ساده، هر کس حرفی دارد که گفتنش طول می‌کشد (و مثلاً نمی‌شود در یک پست اینستاگرامی یا یک وضعیت واتس‌اپی یا یک متنِ تلگرامی خلاصه‌اش کرد)، و نمی‌خواهد یا نمی‌تواند که تبدیلش کند به ویدئو، یک‌راست می‌رود سراغ پادکست…

مثلاً اگر شما آدمی باشید که زیاد کتاب می‌خوانید و می‌خواهید محتوای کتاب‌های خوبی که خوانده‌اید را برای دیگران تعریف کنید، و البته آقازاده و خانم‌زاده هم نیستید که به اشاره‌ای، بودجه و امکانات و تیم کارگردانی و برنامه‌سازی در اختیارتان قرار بگیرد، خیلی ریلکس، همان‌طور که دارید دوغتان را می‌نوشید، نرم‌افزارِ ضبط صوتِ گوشی‌تان را راه می‌اندازید و بسم‌الله…
به همین سادگی حرفتان را به آن‌ها که طالبش هستند می‌رسانید. این البته، طبیعتاً و به صورت بدیهی، به درد زمانی می‌خورد که شما یک حرفی داشته باشید!

پس کسی پادکست می‌سازد که حرفی دارد طولانی و نمی‌خواهد یا نمی‌تواند تبدیلش کند به ویدئو…

چرا بعضی‌ها پادکست گوش می‌کنند؟

اولاً ما در معرضِ هجومِ تصاویریم! از صبح تا شب (یا بالعکس!) در اینستاگرام و تلگرام و واتس‌اپ و توئیتر و الخ، و احیاناً در تلویزیون و خدایی نکرده از ماهواره، هزاران فریم تصویر (اعم از عکس و ویدئو) به این دو کره‌ی بخت‌برگشته‌ای که توی سرِ ما تعبیه شده، هجوم می‌آورند؛ و این، به یک معنا، برایمان اغتشاش بصری ایجاد کرده…
ساده‌اش این است که آدم یک جایی با خودش می‌گوید، بس است! استاپ! توقف!

پادکست، به عنوان قالبی که فقط گوش و مغز شما را به کار می‌گیرد و به چشم‌تان استراحت می‌دهد، حکم یک چُرتِ کوتاهِ ظهرانه را دارد.
سازندگان پادکست هم غالباً این مسئله را دریافته‌اند و سعی می‌کنند چیزی به خوردِ گوشِ مخاطب بدهند که لااقل آزاردهنده نباشد؛ ای بسا که لذت‌بخش هم باشد…

دیگر اینکه خیلی از زمان‌های روز و شب، ما مشغول کارهایی هستیم که واقعاً کار نیستند؛ انجامشان عملاً تمرکزی نمی‌خواهند؛ گریزی هم البته از انجامشان نیست: نظافت، رانندگی، آشپزی، پیاده‌روی، شست‌و‌شو و تمامِ زمان‌های رفت‌و‌آمد (با تاکسی، اتوبوس، مترو، سواری یا حتی الاغ و شتر)، تمامِ مدت‌زمانی که صرف تلاش برای به خواب رفتن می‌کنیم، و امثالِ این‌ها، زمان‌هایی‌اند که عملاً از دست می‌روند. در اغلبشان حتی نمی‌شود فیلم دید!

پادکست اما، انگار برای همین زمان‌ها ساخته شده؛ شنیدنِ خلاصه‌ی یک کتابِ به درد بخور، حین آشپزی؛ شنیدنِ یک داستانِ تاریخی، حین رانندگی؛ شنیدنِ اطلاعاتی مفید در حوزه‌ی سلامت، موقع پیاده روی؛ یا گوش‌دادن به ابیاتی از حافظ و مولوی، پیش از خواب، نمونه‌هایی از پُر کردنِ زمان‌های از دست رفته، توسط پادکست هستند…

از این گذشته، خیلی‌ها اصلاً حوصله‌ی مطالعه ندارند اما یادگرفتنِ چیزهای جدید از تاریخ گرفته تا تکنولوژی و ادبیات و هنر، را دوست دارند؛ بعضی از این‌ها را می‌شود در یوتیوب و آپارات پیدا کرد و دید، اما، به جرات می‌شود گفت که حجمِ محتوای مفیدِ تولید شده در پاکست‌ها، بیشتر است…

پس پادکست، قالبی‌ست ساده برای تولید کننده، و مناسب برای شنونده… بد نیست اگر مشتری پادکست نیستید، یک‌بار امتحانش کنید اما، اشتباه نکنید!
وسطِ گشتن در شبکه‌های اجتماعی، و در همان حال و هوایی که دارید ویدئوهای یک‌دقیقه‌ای اینستاگرام، و پنج‌-شش‌دقیقه‌ای‌های تلگرام و واتس‌اپ، و مینیمال‌های متنیِ توئیتر را تندْ تند می‌بینید و رد می‌شوید و استوری و وضعیت‌ها را ورق می‌زنید، در آن حال، مطلقاً نباید یک پادکست نیم‌ساعته را پِلِی کنید! چون حتماً بلافاصله پس از یکی دو دقیقه، متوقف‌ش می‌کنید و خلاص…

پادکست را بگذارید برای یکی از همان زمان‌های از دست رفته؛ وقت رانندگی، پیاده‌روی، قبل از خواب، موقع شست‌وشو یا نظافت و امثال این‌ها…
پادکست را این‌طور مواقعی امتحان کنید و کمی صبور باشید تا لذتش را بچشید…

به اشتراک بگذارید
نویسنده
نخل و برنو
در گفت و گو شرکت کنید

۲ دیدگاه
    • سلام
      وقتتون بخیر
      فعلاً فقط در کست‌باکس، تلگرام، ساوندکلاود، آپارات و یوتیوب منتشر می‌کنیم کار رو…
      امیدواریم که به زودی بتونیم روی سایر پلت‌فرم‌ها هم بارگزاری کنیم
      ممنون می‌شیم اگه لطف کنید و فعلاً از یکی از همین پلت‌فرم‌ها دنبال کنید پادکست رو…